امر به معروف و نهي از منكر و روش‌هاي تأثيرگذار آن از منظر امام رضا(ع)

  • warning: Missing argument 1 for t(), called in D:\WebSites\nashriyat.ir\themes\tem-nashriyat\upload_attachments.tpl.php on line 15 and defined in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\common.inc on line 936.
  • warning: htmlspecialchars() expects parameter 1 to be string, array given in D:\WebSites\nashriyat.ir\includes\bootstrap.inc on line 862.

سال دوم، شماره دوم، پياپي 4، بهار و تابستان 1392، ص 7 ـ 26

سيدجواد خاتمي / استاديار دانشگاه فردوسي مشهد

 سيده سميه خاتمي / دانشجوي دكترا آشنايي با منابع اسلامي دانشگاه فردوسي     sh.khatami@gmail.com

حسين براتي / كارشناسي ارشد علوم حديث

دريافت: 14/ 6/ 1391 ـ پذيرش: 25/ 12/ 1391

چكيده

با آنكه دربارة موضوع «امر به معروف و نهي از منكر» كتاب‌ها و مقاله‌هاي متعددي نگاشته شده و از زواياي گوناگون به مطلب نگريسته شده است، اما جاي خالي يك موضوع احساس مي‌شود و آن اينكه امامان معصوم(ع) به عنوان الگو در امر به معروف و نهي از منكر، آيا روشي براي تأثيرگذاري بهتر اين فريضة الهي داشته‌اند، يا نه؟ و اگر داشته‌اند، اين روش‌ها كدامند و چگونه اين انطباق و هماهنگي بين سيرة زندگي ايشان و امر به معروف و نهي از منكر به وجود مي‌آيدپ مقالة حاضر اين روش‌ها را با توجه به زندگي امام رضا(ع) جست‌وجو كرده، و به معرفي دوازده روش پرداخته كه شامل عمل به دستورات الهي، اميدوار كردن مخاطب، داشتن حسن ظن به مخاطب، معرفي الگوهاي خوب و بد، بيان خوبي‌ها، ايجاد محبت، جايگزين كردن، رسوا كردن چهره‌هاي مختلف، بيان علت و فلسفة يك حكم، نمايش دسته‌جمعي، حالت استعلاء و حفظ عزّت نفس تا آخرين حد توان است.

كليدواژه‌ها: تأثيرگذاري، امر به معروف، نهي از منكر، امام رضا(ع).

مقدمه

حضرت علي ( عليه السلام ) در نامه اي خطاب به امام حسن ( عليه السلام ) مي فرمايند: امر به نيكي كن تا خود از نيكوكاران باشي. با دست و زبانت مانع انجام كار زشت شو و زشتي آن را يادآوري كن، و به قوّت تمام از هر آن كس كه كار زشت مرتكب مي شود، دوري گزين، و در راه خدا تا سر حدّ توان تلاش كن، و سرزنش سرزنشگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد (نهج البلاغه، نامة 31).

در اين عبارات، ابتدا حضرت از امر به معروف و نهي از منكر و سپس از جهاد سخن گفته است؛ زيرا امر به معروف و نهي از منكر، خود از مصاديق جهاد است و معروف است. ازاين رو، حضرت مي فرمايند: امر به معروف كن تا از اهل معروف باشي، و نيز اشاره مي فرمايند كه با تمام توان اين كار را انجام بده. اين خود مي تواند نمايانگر اين مطلب باشد كه لازم است به اين فريضة الهي از منظرهاي گوناگون نگاه شود. البته تنوّع اين روش ها موجب تأثيرگذاري بيشتر است.

از سوي ديگر، قرآن كريم به ما دستور مي دهد كه وقتي خواستيد وارد خانه شويد از در وارد شويد: دربارة هلال هاي ماه از تو سؤال ميكنند، بگو: آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعي) براي (نظام زندگي) مردم و (تعيين وقت) حج است و (آن چنان نكنيد كه در جاهليت مرسوم بود كه هنگام حج، كه جامة احرام ميپوشيدند، از در خانه وارد نميشدند و از نقب پشت خانه وارد ميشدند!) كار نيك آن نيست كه از پشت خانهها وارد شويد، بلكه نيكي اين است كه پرهيزگار باشيد و از در خانهها وارد شويد، و تقوا پيشه كنيد تا رستگار گرديد (بقره: 189).

آية قرآن در صدد بيان يك حقيقت كلي است كه راه موفقيت در هر عملي را نشان مي دهد. امام باقر ( عليه السلام ) در تفسير اين آيه مي فرمايند: يعني: براي هر كاري از راهش وارد شويد. هر عملي را از آن سو كه بايد، انجام دهيد (تفسير عياشي، ج 1، ص 86). در اين باره امام رضا ( عليه السلام ) فرمودند: هر كه كار را از راهش بخواهد نمي لغزد، و اگر هم بلغزد چاره اي برايش خواهد بود (مجلسي، 1420، ج 71، ص 340).

در امر به معروف و نهي از منكر نيز پيش از هر اقدامي بايد انديشه كرد و شيوة صحيح را با توجه به ويژگي هاي مخاطب و نوع عمل پيدا نمود. براي مثال، در برخورد با گناهي كه سر زده است به اين سؤالات بايد فكر كرد:

ـ موضع گيري فردي كافي است يا بايد با هماهنگي دوستان و خانواده عمل كنيم؟

ـ ارشاد زباني لازم است يا اقدام عملي؟

ـ از زبان تشويق استفاده كنيم يا از زبان تهديد؟

وقتي راه منطقي و ثمربخش امر به معروف و نهي از منكر را يافتيم بايد به اداي تكليف و انجام وظيفه بپردازيم.

جريان برخورد و بحث حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) با آزر، خود بيانگر روش منطقي انبيا، حتي در مقابل بت پرستان است (انعام: 79).

طرز پاسخ گويي قرآن نيز كه از افراد مي خواست با مراجعه به عقلشان قضاوت كنند (نمل: 59، 60 و 64؛ مؤمنون: 85، 85، 88 و 90) مؤيد همين مطلب است.

البته دليل انتخاب اين موضوع با توجه به سيرة امام رضا ( عليه السلام ) بيش از همه، درك عميق تر از زندگي ايشان است، بخصوص كه ايشان مدتي در ايران بودند و با مردم ايران ارتباط زيادي داشتند. بنابراين، پرداختن به يك موضوع حتي جزئي و پراهميت در زندگي ايشان مي تواند ابعاد تازه اي را از زندگي ايشان براي ما روشن نمايد؛ چراكه امام رضا ( عليه السلام ) الگوي كاملي براي انسان ها هستند، چه در دوران زندگي و حيات خود و چه براي مردمان پس از خود. ايشان داراي سرشتي بودند كه همگان را به شگفتي وامي داشتند و دوست و دشمن را فريفته و شيفته خود مي ساختند؛ بدان گونه كه همواره زبان به ستايش ايشان مي گشودند و از بزرگي انساني ايشان سخن ها مي گفتند و پيروان راستين امام، شخصيت آن حضرت را نمونه و الگوي رفتاري خويش قرار مي دادند. بدين روي، آنان كه شيفتة آن امام بزرگند، بايد همان گونه باشند كه او بود و بدان سان زندگي كنند كه امامشان مي زيست و خود را با معيارهاي رضوي محك بزنند.

البته پس از بررسي مقاله ها و كتاب هايي كه دربارة امر به معروف و نهي از منكر نگاشته شده است، معلوم مي شود كه در اين ميان، كمتر به شيوه هاي امر به معروف و نهي از منكر در معصومان ( عليهم السلام ) توجه شده است.

معرفي روش هاي تأثيرگذار ايشان در اين زمينه، افق تازه اي در بين مسلمانان و شيعيان آن حضرات در عمل به اين واجب الهي مي گشايد و مشكل اصلي ما را در امر به معروف و نهي از منكر، كه ندانستن شيوه هاي درست عمل به اين واجب است، برطرف مي كند و اجراي اين مهم را براي ما آسان تر مي سازد.

روش هاي امر به معروف و نهي از منكر

1. عمل به دستورات الهي

وقتي به قوانيني كه در بين همة كشورها به صورت قوانيني مشترك و قابل قبول است، مراجعه كنيم به حقوق اوليه اي بر مي خوريم كه قوانين اسلام نيز به آنها اذعان دارد؛ مانند رفتار با يكديگر با روحية برادري، برابري با وجود تفاوت رنگ و نژاد و زبان، داشتن امنيت شخصي، نفي بردگي، نفي شكنجه، حفظ شخصيت حقوقي، منع بازداشت خودسرانه، و اجتناب از دخالت در زندگي خصوصي ديگران. (اعلامية جهاني حقوق بشر، مواد 1ـ10) بهترين راهكار اجرايي شدن اين قوانين، محافظت از راه هاي متعدد است كه بهترين اين راه ها را مي توان در اسلام و سيرة مصومان ( عليهم السلام ) مشاهده نمود.

نخستين و مؤثرترين روش براي دعوت ديگران به نيكي ها و بازداشتن از زشتي ها، آراستگي خود افراد بشر به تقوا و اخلاق نيكوست. صاحب جواهر، از فقهاي شيعه، در اين باره مي نويسد:

آري، از بزرگ ترين راه هاي امر به معروف و نهي از منكر و والاترين و مؤثرترين آنها، خصوصاً نسبت به زعيمان ديني، اين است كه جامة كار نيك بپوشند و در كارهاي خير از واجب و مستحب پيش قدم باشند و جامة زشت كاري را از اندام خود دور كنند و نفس خويش را به اخلاق عالي تكميل و از اخلاق زشت پاك سازند كه اين خود سبب مؤثر و كاملي است تا مردم به معروف گرايش پيدا كرده، از منكر دوري گزينند... (نجفي، 1366، ج 21، ص 382).

خداوند متعال مي فرمايد: أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ (بقره: 44)؛ آيا مردم را به نيكي امر مي كنيد و خود را فراموش مي كنيد؟

در زندگي ائمّة معصوم ( عليهم السلام ) نيز مي بينيم بيشترين تأثير امر به معروف و نهي از منكر به دليل مطابقت رفتار آنها با گفتارشان بوده است. ايشان در برخورد با ديگران و يا با نوع زندگي خود در جامعه و با انجام عبادات خويش، روش زندگي مردم را اصلاح مي كردند.

رجاء بن ضحّاك ـ فرستادة مأمون براي بردن امام رضا ( عليه السلام )، از مدينه به مرو ـ مي گويد: از مدينه تا مرو خدمت حضرت رضا ( عليه السلام ) بودم و تمام رفتار و حركات ايشان را زير نظر داشتم. سوگند به خدا، كسي را در پرهيزگاري و ذكر خدا در همة اوقات و شدت خوف از خدا مانند او نديدم. علي بن موسي ( عليهِما السَّلام ) پس از اقامة نماز صبح، در مصلاي خود مي نشست و مشغول تسبيح و تكبير و ستايش خداوند بود و بر پيامبر ( صلّي الله عليّه و آله ) و خاندانش درود مي فرستاد تا زماني كه خورشيد طلوع مي كرد (صدوق، 1378ق، ج2، ص 194).

يكي از اهداف شيطاني مأمون از طرح مسئلة ولايت عهدي امام رضا ( عليه السلام ) اين بود كه آن حضرت را به دستگاه پرزرق و برق خلافت و در نهايت، به دنيادوستي و جاه طلبي متهم كند (ابن شهرآشوب، 1384، ج 4، ص 363)، ولي مناعت طبع و مقام زهد پيشواي هشتم توطئة او را خنثا كرد. امام ( عليه السلام ) پس از پذيرش ولايت عهدي نيز با بي اعتنايي به تشكيلات سلطنتي مأمون، به زندگي ساده و بي آلايش دوران پيش از ولايت عهدي خود ادامه دادند؛ چنان كه ابوعباد مقام زهد و ساده زيستي حضرت رضا ( عليه السلام ) را چنين توصيف مي كند: حضرت رضا ( عليه السلام ) در تابستان بر روي حصير مي نشستند و در زمستان بر روي گليم، و لباس هاي زبر و خشن بر تن مي كردند؛ ولي هنگامي كه در برابر مردم ظاهر مي شدند خود را براي آنان مي آراستند (صدوق، 1378 ق، ج 2، ص 192).

بدين سان، ايشان با عمل خود، معروف و منكر را به مردم نشان مي دادند و مردم را در شناساندن راه صحيح راهنمايي مي كردند. در اين باره، ابراهيم بن عبّاس مي گويد:

هرگز نديدم كه حضرت رضا ( عليه السلام ) با سخنش به احدي جفا كند. هرگز كلام كسي را قطع نمي كرد تا از سخن خارج شود. هرگز با داشتن قدرت، نيازمندي را رد نكرد. هرگز در حضور ديگران پايش را دراز نمي كرد. هرگز غلامان و خدمت كاران را فحش و ناسزا نمي گفت. هرگز آب دهانش را روي زمين نمي انداخت (در حضور كسي) قهقهه سر نمي داد. خنده اش تبسّم بود. در خلوت و تنهايي، سفره را مي گسترد و همة غلامان، حتي دربان و كارپرداز خانه را هم بر سر سفره مي نشانيد (بروجردي، 1376، ج1، ص 171، ج 233).

ايشان در حديثي مي فرمايند: شيعيان ما كساني هستند كه تسليم امر و نهي ما باشند؛ گفتار ما را سرلوحة زندگي در عمل و گفتار خود قرار دهند و مخالف دشمنان ما باشند، و هر كه چنين نباشد از ما نيست (حرّ عاملي، 1414ق، ج 11، ص 403).

2. اميدوار كردن مخاطب

ممكن است گنه كار به قدري آلوده و در گناه غوطه ور شده باشد كه خود را بدبخت و محروم بپندارد و براي خود راه نجاتي در پيش رو نبيند. لازم است كسي كه نهي از منكر مي كند، آنها را بازسازي نمايد و با بيان نمونه هايي از عفو الهي و مصداق هايي از آن او را اميدوار كند و نااميدي و يأس را از او دور سازد. بايد به او گفت: يأس و نااميدي از گناهان كبيره است و او به راحتي مي تواند در مسير بهره گيري از رحمت الهي قرار گيرد.

روزي يكي از منافقان در مجلسي به حضرت ابوالحسن امام رضا ( عليه السلام ) گفت: بعضي از شيعيان و دوستان شما خمر مي نوشند؟ امام فرمودند: سپاس خداوند حكيم را كه آنها در هر حالتي كه باشند، هدايت شده و در اعتقادات صحيح خود ثابت و مستقيم هستند. سپس يكي ديگر از همان منافقان كه در مجلس حضور داشت، به امام ( عليه السلام ) گفت: بعضي از شيعيان و دوستان شما نبيذ مي نوشند؟ حضرت فرمودند: بعضي از اصحاب رسول خدا نيز چنين بودند. منافق گفت: منظورم از نبيذ، آب عسل نيست، بلكه منظورم شراب مست كننده است. ناگاه حضرت با شنيدن اين سخن، عرق بر چهرة مباركشان ظاهر شد و فرمودند: خداوند كريم تر از آن است كه در قلب بندة مؤمن علاقه به خمر و محبت ما اهل بيت رسالت را كنار هم قرار دهد و هرگز چنين نخواهد بود. سپس حضرت لحظه اي سكوت نمودند و پس فرمودند:

اگر كسي چنين كند و بدان علاقه نداشته باشد و از كردة خويش پشيمان گردد، در روز قيامت مواجه خواهد شد با پروردگاري مهربان و دلسوز، با پيغمبري عطوف و دل رحم، با امام و رهبري كه كنار حوض كوثر است، و ديگر بزرگاني كه براي شفاعت و نجات او آمده اند. اما تو و امثال تو در عذاب دردناك و سوزان برهوت گرفتار خواهيد بود (مجلسي، 1420ق، ج 27، ص314، ح 12).

همان گونه كه مي بينيم، امام رضا ( عليه السلام ) ضمن آنكه سخناني را بيان مي كنند كه بر محفوظ بودن حقوق افراد دلالت دارد، اما در ضمن، از اموري نهي مي كنند كه در ظاهر ممكن است آزادي افراد تلقي شود و حتي اعلامية حقوق بشر نيز اين آزادي ها را به رسميت بشناسد؛ اما در واقع، آنچه با منطق حقوق بشري سازگار است اين است كه نهي از چنين اموري با روشي زيبا و دل پسند انجام گيرد.

3. حسن ظن به مخاطب (مثبت انديشي)

هدف از امر به معروف و نهي از منكر اصلاح جامعه و هدايت و اجراي حدود و ترويج مكارم اخلاقي است. بنابراين، كسي كه براي چنين هدفي تلاش مي كند بايد رضاي خدا را در نظر بگيرد و با خلوص نيت و حسن ظن، افراد ناآگاه و فريب خورده را آگاه كند و اين عمل را وسيله اي براي رسيدن به مقام و مال و مقاصد دنيوي ديگر قرار ندهند. امام خميني ( ره ) در اين باره مي فرمايند: سزاوار است آمر به معروف و ناهي از منكر در امر به معروف و نهي از منكر و مراتب آن مانند طبيب مهربان و پدر رئوفي باشد كه رعايت مصلحت بيمار و فرزند را مي كند؛ قصدش فقط رضاي خدا باشد (خميني، 1409ق، ج1، ص 442).

علي بن سويد مي گويد: به امام رضا ( عليه السلام ) عرض كردم من با زنان زيباروي فراواني سر و كار دارم و هنگامي كه به آنان مي نگرم از زيبايي آنها لذت مي برم. امام ( عليه السلام ) فرمودند: اگر نيت صادق داشته باشي و هدفت شهوت راني نباشد مانعي ندارد. مواظب باش كه به زنا آلوده نشوي. از موجبات آن بپرهيز؛ زيرا زنا بركت و ايمان را نابود مي سازد (حر عاملي، 1414ق، ج 14، ص 331، ح 3).

اگر او اين سؤال را از ديگري مي پرسيد پاسخگو ابتدا در تعجب بسيار به سرمي برد كه آيا واقعاً تو چنين مي كني؟! سپس شروع به نهي او مي كرد. اما امام، كه خود صاحب تمام مكارم اخلاقي است، در حق بندگان خدا نيز به همين شكل رفتار مي كند و موضوع را به اين صورت بيان مي كند كه شايد منظورت شهوت راني نبوده است؛ اما اگر غير اين است بايد از اين كار بپرهيزي. بنابراين، امام صورت ديگري از اين قضيه را برايش مطرح مي سازند تا او را متوجه خطاي خود كنند و امر به معروف نيز بر او مؤثرتر واقع شود.

بنابراين، افراد جامعه اگر بخواهند حقوق تمام افراد همه جا محفوظ بماند حتماً بايد نگاهي دلسوزانه به يكديگر داشته باشند تا بتوانند به ديگران كمك كنند. شايد طرف مقابل واقعاً نداند و شايد متوجه عواقب گناهي كه مي كند نباشد. البته امام اينجا شايد در مقام بيان فتواي صريح نبوده اند. به همين دليل، ابتدا هدف ايشان اين است كه به طريقي فرد را بهتر متوجه خطايش بنمايند و اين به دليل مهرباني زيادي است كه در ايشان وجود دارد.

4. معرفي الگوهاي خوب و بد

براي پذيرش امر به معروف و نهي از منكر، مي توان به معرفي الگوهاي خوب و بد در هر زمينه پرداخت. صبر ايّوب، عفّت يوسف، شكرگزاري سليمان و خضوع و خشوع ابراهيم، همه الگوهاي معرفي شده از زبان قرآن هستند.

وقتي امام رضا ( عليه السلام ) در مقابل منافقي قرار گرفتند كه به دليل قبول ولايت عهدي طاغوت زمان، ايشان را مورد سؤال قرار داد و قصد داشت چنان كه پاسخ درستي از آن حضرت نشنود ايشان را با سلاحي كه مخفي كرده بود، نابود كند، پاسخ دادند: آيا اينها بدتر است، يا كفر پادشاه مصر و درباريانش؟ آيا اينها مسلمان و معتقد به وحدانيت خدا نيستند؟ حضرت يوسف با اينكه پيامبر و نيز پسر پيامبر و نوة پيامبر بود، از پادشاه مصر تقاضا كرد تا وزير دارايي و خزانه دار اموال و ديگر امور مملكت باشد و حتي در جاي عزيز مصر نشست؛ در جايي كه مي دانست او كافر محض است. من نيز يكي از فرزندان رسول خدا ( صلّي الله عليّه و آله ) هستم و تقاضاي دخالت در امور حكومت را نداشتم، بلكه آنان مرا در برابر چنين امري مجبور كردند و به ناچار و بدون رضايت قلبي بر چنين موقعيتي قرار گرفتم. آن شخص جواب حضرت را پسنديد و تشكر كرد و از قصد خود برگشت (راوندي، 1409ق، ج2، ص 766، ح86).

بدين سان، ايشان براي پذيرش يك امر معروف، استناد به عمل يكي از پيامبران نمودند و همين منجر به پذيرش آن شخص و از بين بردن ترديد او گرديد. و چه الگويي بهتر از امامان معصوم ما ( عليهم السلام ) كه اين چنين در كنار انجام وظيفة الهي خود، اخلاق نيك را در بالاترين سطح خود رعايت مي كردند؟

در همه جاي دنيا، افرادي هستند كه تا حدّي مي توانند الگوي ساير مردم باشند، به سمت كارهاي خوب مي روند و با همين صفت هم شناخته مي شوند، با ظلم مي جنگند و در مقابل ظالمان مي ايستند. چقدر خوب است كه در همه جا اين افراد به مردم شناسانده شوند تا ديگران نيز با معروف آشنا شوند و بدان عمل كنند.

5. بيان خوبي ها

در نهي از منكر و امر به معروف، لازم است فقط بر نقاط ضعف تكيه نشود و خوبي ها و نقاط قوّت مخاطب هم بيان شود؛ زيرا اين امر او را در شنيدن و عمل به معروف و اجتناب از منكر ياري خواهد داد و سوءظن او را نسبت به آمر به معروف و ناهي از منكر از بين مي برد.

از امام رضا ( عليه السلام ) نقل شده است كه فرمودند: خداوند رحمت كند بنده اي را كه امر ما را [ولايت] زنده كند. راوي مي گويد: گفتم: چگونه امر شما را زنده كند؟ فرمودند: علوم ما را فراگيرد و به مردم بياموزد. اگر مردم زيبايي هاي سخنان ما را بدانند از ما پيروي خواهند كرد (آرام و ديگران، 1380، ج 1، ص51).

از جملة اين سخنان زيبا، حديثي است كه جرجاني از امام هشتم ( عليه السلام ) از پدرش موسي بن جعفر ( عليه السلام ) ـ دربارة قدر و منزلت مؤمن نزد ملائكة الهي روايت كرده است كه جماعتي از دوستان امام صادق ( عليه السلام ) در شبي مهتابي و منوّر گرد حضرتش بودند و آسمان كاملاً نوراني به ستارگان بود. گفتند: يابن رسول اللَّه، اين نيلگون آسمان چقدر روشن است! و نور ستارگان و كواكب بسيار درخشنده است! امام در پاسخ آنان فرمود: شما اين چنين ميگوييد، اما فرشتگان مدبّر و كارگزار، جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و قابض الارواح، از فراز آسمان به شما و برادرانتان مينگرند و (انعكاس) نور شما (مؤمنان طرفدار اهل بيت ( عليهم السلام )) به آسمان و ايشان بسيار روشنتر از انوار اين ستارگان است و همين وصف شما را آنان نيز مي گويند كه چه نيكوست نور اين مؤمنان در ملكوت! (صدوق، 1372، ج 1، 648، باب 30).

ايشان دربارة علت واجب شدن وضو پيش از نماز مي فرمايند: علت واجب شدن وضو پيش از نماز اين است كه وقتي شخص براي مناجات با خداي جبّار مي ايستد پاك باشد و از آلودگي هاي ظاهري خود را بشويد. علاوه بر آن، وضو موجب از بين رفتن حالت كسالت و خواب آلودگي و پاك ساختن دل براي مناجات با خداوند جبار مي گردد (صدوق، 1385، ج 1، ص 279).

نيز ميزان ارزش عالم و فقيه در روز قيامت، نسبت به عابد را اين گونه بيان مي دارند: روز قيامت به عابد گفته مي شود: در دنيا مرد خوبي بودي، همّت و كوشش تو به صلاح خودت بود و بار زحمت خود را از دوش ديگران برداشتي. بنابراين، به بهشت در آي (به تنهايي بدون اينكه ديگري را با خود ببري.) اما به فقيه، كه خيرش را به مردم مي رساند، آنها را از دشمنان نجات مي دهد و نعمت هاي بهشت الهي را بر آنان سرشار مي سازد، و رضاي خداي تعالي را براي مردم روشن مي سازد، در روز قيامت گفته مي شود: اي كسي كه كفيل و سرپرست يتيمان آل محمد ( صلّي الله عليّه و آله ) بودي، افراد ضعيف از محبّان و دوستان آل محمد ( صلّي الله عليّه و آله ) را هدايتگر بودي. درنگ كن تا براي هركس كه از تو بهره اي گرفته يا علمي اندوخته است، شفاعت كني.

عالم مي ايستد، و شفاعت مي كند. بدين سان، ده فئام (ده گروه صد هزار نفري) همراه او به بهشت مي روند. اينان كساني بودند كه علوم خود را از عالم گرفته بودند، يا از شاگرد او يا از شاگرد شاگرد او، و همين گونه تا روز قيامت. پس بنگريد چه تفاوتي بين اين دو مقام (عالم به علوم اهل بيت، با عابد) وجود دارد (مجلسي، بحار، 1420ق، ج 2، ص5ـ6، ح 10).

بيان كدام يك از اين مطالب دل انسان را نرم نمي كند و رغبت او را در رفتن به سمت معروف و پرهيز از منكرات ايجاد نمي كند.

6. ايجاد محبت در دل مخاطب

عشق و محبت بهترين تأثيرگذاري را در امر به معروف و نهي از منكر دارد. در قرآن، موارد زيادي وجود دارد كه خداوند نعمت هاي خود را بيان كرده است تا علاقة افراد را نسبت به خود زياد كند و چه خوب است معلمان ما، پدرها، مادرها، بزرگ ترها و مسئولان نسبت به افراد زيردست خود از اين شيوه استفاده كنند؛ دل سوزي و كارهاي مثبت خود را براي آنها بيان كنند تا مخاطبان مجذوب ايشان شوند و سخنان آنها تأثير بيشتري بگذارد.

اين امر نه تنها در جهت مثبت، بلكه حتي در جهت منفي هم اثر دارد. شيطان وقتي مي خواست آدم و حوّا را گم راه كند خود را خيرخواه و دل سوز معرفي كرد و بر آن سوگند ياد كرد. سپس آنها را در جهت خواستة خود ترغيب كرد.

خادم مي گويد: وقتي امام رضا ( عليه السلام ) خلوت مي كردند، تمام افراد و خدمت گزاران خود را از كوچك و بزرگ نزد خود گرد مي آوردند و با آنها سخن مي گفتند و انس مي گرفتند و آنها را مأنوس خود مي ساختند. آن حضرت چنان بودند كه هر گاه بر سفرة طعام مي نشستند، هر كوچك و بزرگي حتي ميرِ آخور و حجّام را بر سفرة خود مي نشاندند (صدوق، 1372، ج 2، ص159).

ايشان غير خويشان خود را كه داراي تقوا و ديانت بودند، به خود نزديك مي كردند و انواع محبت ها را به آنان مي نمودند (مجلسي، 1420ق، ج 49، ص 221، ح 10).

هرگاه مالي به دست ايشان مي رسيد، همه را انفاق مي كردند. بخشش ايشان به مردم فراوان بود. در يك روز عرفه، تمام مال خود را به فقرا انفاق كردند (عطاردي، 1406 ق، ج1، ص48، مقدمه).

به شعرايي كه در مدح ائمّة معصوم ( عليه السلام ) و مصايب آنان اشعاري مي سرودند مال فراواني مي دادند (مجلسي، 1420ق، ج49، ص234ـ260، ب 17) در اعياد و روزهاي مهم مذهبي، اگر كسي از آن حضرت عيدي مي خواست، عيدي ارزشمندي به او مي دادند. به بعضي از دوستان خود در حال سفر، براي سوغاتي كمك مالي مي كردند. گاهي در مقابل درخواست دوستان، لباس و نعلين خود را به آنان مي بخشيدند. هركس به خانة آن حضرت وارد مي شد، حتماً به او غذا مي خورانيدند و كسي از خانة آن حضرت گرسنه بيرون نمي رفت (مجلسي1420ق، ج71، ص352، ح8).

7. جايگزين كردن

يكي از موجبات انجام منكر آن است كه زمينة انجام معروف فراهم نيست. اگر بتوانيم زمينه هاي انجام معروف را فراهم كنيم، از ارتكاب منكر جلوگيري كرده ايم.

هنگامي كه خداوند مي خواست حضرت آدم را از خوردن چيزي منع كند، ابتدا به او اجازه داد از غذاها و خوراكي هاي ديگر استفاده كند و فرمود: وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ (بقره: 35)؛ و گفتيم: اي آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت گزين، و از (نعمت هاي) آن گوارا هرچه ميخواهيد بخوريد، (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد!

اگر زمينة ازدواج آسان را فراهم كنيم بسياري از جوان ها به دنبال فحشا و زنا نمي روند و تن به ازدواج خواهند داد و از بسياري مفاسد جلوگيري مي شود. امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند: كسي كه ازدواج كند نيمي از دين خود را حفظ كرده است (مجلسي، 1420ق، ج 103، ص 219).

در صورتي كه زمينة تفريح سالم و ورزش جوانان فراهم شود، از بسياري از مفاسد جلوگيري مي گردد.

روزي غلامان پيش از اينكه ميوه ها را كامل بخورند، آنها را دور انداختند. امام رضا ( عليه السلام ) به آنان فرمودند: سبحان الله! اگر شما از آن بي نيازيد، كساني هستند كه به آن محتاجند. آن را به كسي بدهيد كه نيازمند آن است (مجلسي، 1420ق، ج49، ص102).

بدين سان، اگر آنها را از اسراف منع مي كنند، انفاق را كنار آن قرار مي دهند، و اگر منكري را خاطرنشان مي كنند، معروفي را كنار آن جايگزين مي سازند.

احمد بن عمر مي گويد: خدمت امام رضا ( عليه السلام ) رسيدم و عرض كردم: ما خانوادة اهل بخشش و خوش نعمت بوديم، اما خداوند همه را گرفت، تا آنجا كه محتاج كساني شده ايم كه نيازمند ما بودند. امام فرمودند: اي احمد بن عمر، چه حال خوبي داري! گفتم: فدايت شوم، حال من چنان بود كه خبر دادم. فرمودند: آيا دوست داري بر حالتي باشي كه اين جبّاران هستند و حال و وضعيت آنان را داشته باشي؛ دنيايي پر از طلا از آن تو باشد؟ گفتم: نه، يابن رسول الله. امام ( عليه السلام ) خنديدند و فرمودند: از همين جا بازمي گردي، چه كسي حالش از تو بهتر است؟ در دست تو صنعت و هنري است كه آن را به دنيايي پر از طلا نمي فروشي آيا بشارتت دهم؟ گفتم: آري، يابن رسول الله! خداوند مرا به تو و پدرانت شاد كند (طوسي، 1404ق ج2، ص 859).

امام رضا ( عليه السلام ) در اينجا براي اينكه جلوه گري دنيا را از نظرش بيندازند، او را به ارزش واقعي ايمان و خط فكري و ارتباطش با اهل بيت ( عليهم السلام ) متوجه ساختند و يادآور شدند كه دشمنان با همة ثروت و امكاناتي كه دارند، وقتي به بيراهه مي روند فاقد ارزش مي شوند. بعكس، ارزش در خط فكري سالم و ارتباط با خداست.

در صورتي كه مسئولان مملكتي از عدالت و تقواي كافي برخوردار باشند، از بسياري از بدبيني هاي مردم جلوگيري مي شود. ايجاد اشتغال براي جوان ها مي تواند از انجام بسياري از منكرات جلوگيري كند. اسلام به حج و نماز جماعت و جمعه و روزة ماه رمضان اهميت زيادي داده است؛ زيرا نمايش اين عبادات موجب مي شود ايمان به خدا در جامعه تقويت شود و با اين كار بسياري از مشكلات حل مي شود و بسياري از خوبي ها در جامعه جلوه مي كند و در نتيجه، از فراهم شدن زمينة منكرات جلوگيري مي شود.

8. رسوا كردن چهره هاي منحرف

در جامعه، به اشخاصي برخورد مي كنيم كه از ايمان كافي برخوردار نيستند و حاضرند دست به هر كار خلافي بزنند و برخي افراد با خودفروشي به بيگانگان، مردم را اغفال نموده، حقايق را وارونه جلوه مي دهند. اين گروه در لحظات حسّاس، ساز جدايي مي زنند و سعي مي كنند بين مردم و نظام اسلامي تفرقه ايجاد كنند. لازم است اين چهره ها در هر زماني با بيان دلايل كافي افشا شده، به مردم معرفي شوند.

زيد بن موسي، برادر امام رضا ( عليه السلام )، در مدينه خروج كرد و دست به كشتار و آتش زد. هنگامي كه بر مأمون وارد شد، امام ( عليه السلام ) جوابش را ندادند. زيد ناراحت شد و گفت: من پسر پدرت هستم، جواب سلامم را نمي دهي؟ فرمودند: تو تا وقتي كه در اطاعت خدا باشي، برادر مني. وقتي خدا را معصيت كني بين من و تو برادري نيست (ابن شهر آشوب، 1384، ج4، ص 361).

نيز عمير بن يزيد مي گويد: نزد امام رضا ( عليه السلام ) بودم، سخن از عموي آن حضرت به ميان آمد. امام فرمودند: برخودم عهد كرده ام كه سقف خانه اي بر من و او سايه نيفكند. پيش خود گفتم: او ما را به نيكي و صلة رحم فرمان مي دهد، ولي خودش دربارة عموي خود چنين مي گويد. امام ( عليه السلام ) نگاهي به من كردند و فرمودند: اين از نيكي و صله است، هر وقت كه نزد من آيد و من به خانه اش بروم و دربارة من سخناني بگويد، مردم او را تصديق مي كنند و حرف هايش را مي پذيرند، ولي اگر پيش من نيايد و من به خانة او نروم، مردم حرف هايش را نمي پذيرند (صدوق، 1372، ج 2، ص 221).

بدين سان، امام به اشكال گوناگون، افرادي را كه از دين منحرف شده بودند، رسوا مي كردند و با اين كار، منكر را نشان مي دادند.

در قضية پذيرش ولايت عهدي نيز اين شيوه به چشم مي خورد. امام با اينكه ولايت عهدي مأمون را پذيرفتند، هيچ گاه حكومت او را به رسميت نشناختند. حضرت مي فرمودند: اين حكومت بر ستم بنا نهاده شده است. نيز مي فرمودند: ... من در عزل و نصب احدي دخالت نمي كنم و رسمي را تغيير نمي دهم و سنّتي را نمي شكنم... (صدوق، 1372، ص 315).

در جاي ديگر، امام خطاب به مأمون چنين مي فرمايند: مأمون ولايت امر مسلمانان را به من سپرده و اين مسئوليتي بس خطير است. وي حرام خدا را حلال، و حلال خدا را حرام كرده و با اين حال، در صدد است اين نسبت ها را به ما بدهد (ابن شهر آشوب، 1384، ج 4، ص 364).

از مجموع اين روايات، برمي آيد كه امام رضا ( عليه السلام ) پس از رسيدن به مقام ولايت عهدي، هرگز درصدد سازش با حكومت ظالمانة مأمون برنيامدند، بلكه در هر فرصتي علاوه بر اعلام حقّانيت اهل بيت ( عليهم السلام ) در امر حكومت و زمام داري جامعه، غاصبانه بودن حكومت مأمون را متذكر مي شدند.

اين روش به ما نشان مي دهد كه هرگز نبايد در مقابل كساني كه حقوق مردم را پايمال مي كنند ساكت نشست و به هر وسيله اي كه هست و تا هرجا كه مي توان، بايد از آن دفاع كرد.

9. بيان علت و فلسفة يك حكم

انسان مؤمن همواره بايد تسليم امر خدا باشد و در هر امري به تمام دستورات مولا عمل كند. امام رضا ( عليه السلام ) در اين باره مي فرمايند: بدانيد كه تسليم اوامر الهي بودن در رأس طاعت و بندگي حق تعالي قرار دارد، خواه انسان فلسفه و دليل دستور حق تعالي را بفهمد و به عمقش پي ببرد و خواه از آن چيزي نفهمد و از دركش عاجز باشد (مجلسي، 1420ق، ج 17، ص 209).

اما بيان علت و فلسفة يك حكم موجب ايجاد يقين در شنونده و عمل بسيار بهتر مي گردد. به همين دليل، خداوند در قرآن زياد از اين شيوه استفاده كرده است. علاوه بر اين، در كنار احكام، همواره احاديثي وجود دارد كه علت حكم را روشن مي كنند.

اصولاً احتجاجات و استدلال هاي معصومان ( عليهم السلام ) با مذاهب و مكاتب گوناگون، نمونة خوبي از برخوردهاي حكمتآميز است كه كتاب احتجاج مرحوم طبرسي و كتاب هايي از اين قبيل، آيينهاي از اين نوع برخوردهاست. اينكه امام رضا ( عليه السلام ) به عالم آل محمد ( صلّي الله عليّه و آله ) لقب يافته، نتيجة همين احتجاجات و برخوردهاي استدلالي و كلامي آن حضرت با اديان و مكاتب گوناگون بوده است؛ زيرا اين زمينه براي آن بزرگوار بيش از ديگر معصومان فراهم آمد. به همين دليل، بخش هايي از كتاب پراهميت عيون اخبار الرضا (ب 32، ج2، ص 88-98) به بيان علل احكام از زبان آن حضرت اختصاص يافته است.

علت حرام بودن همجنس بازي: امام رضا ( عليه السلام ) فرمودند: علت حرام شدن همجنس بازي و روي آوردن مردان به مردان (لواط) و نيز روي آوردن زنان به زنان (مساحقه) از آن روست كه اين كار سبب از بين رفتن نسل بشر و برهم خوردن نظم و تدبير جامعه و نابودي نظام بشري است، و ديگر آنكه ساختار روحي و جسمي زنان و سرشت وجودي مردان طوري خلق شده كه هر يك با تركيب ديگري كامل مي شود (صدوق، 1385، ج 1، ص 601).

10. حركت هاي دسته جمعي

براي امر به معروف هاي مهم و جلوگيري از برخي منكرات، گاهي لازم است به صورت دسته جمعي حركتي صورت گيرد تا آن معروف در جامعه تحقق يابد و از انجام منكر جلوگيري شود. مي توان گفت: بسياري از راهپيمايي هايي كه در طول تاريخ انقلاب اسلامي صورت گرفته در تحقق اهداف مزبور مؤثر بوده و زمينة از بين رفتن بدترين منكرات مانند حكومت طاغوت به وسيلة همين راهپيمايي ها فراهم شده است. نيز زمينة ايجاد بهترين معروف ها همچون برقراري نظام جمهوري اسلامي توسط همين راهپيمايي ها صورت گرفته است. براي تحكيم اين نظام نيز انجام راهپيمايي ها يكي از مؤثرترين عوامل به شمار مي آيد؛ چنان كه حج از قوي ترين عوامل براي بقاي اسلام است.

مسئله اي كه در تبيين جايگاه شيعه و معارف اسلامي نقش برجسته اي دارد و سنت رسول خدا ( صلّي الله عليّه و آله ) و اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) نيز هست، همين حركات دسته جمعي مسلمانان است و دشمنان دين به دليل آثار بسيار زياد آن مخالف انجام چنين حركاتي هستند. حتي شايد علت آنكه مأمون امام رضا ( عليه السلام ) را از مسير غير اصلي ـ بصره، اهواز، فارس و نيشابور به جاي راه كوهستان و قم ـ حركت داد (كليني، 1381ق، ج 2، ص 407) اين بود كه شيعيان كمتري در آنجا حضور داشتند، و نيز عاملي كه موجب شد حضرت در مسيري كه به سمت مرو در حركت بودند، در نيشابور حديث قدسي بسيار مهم ... اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي... بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ خداوند عزوجل مي فرمايد: لا اله الا الله حصار محكم من است؛ هركس داخل آن شود از عذاب من ايمن خواهد بود... البته به شروطي كه پذيرش ولايت من از جمله شروط آن است (صدوق، 1372، ج 2، ص 299) را مطرح نمودند، اجتماع عظيم و تقاضاي مردم و طالبان علم بود كه اين همه بيانگر دوستي آنها به اهل بيت ( عليهم السلام ) بود.

البته يكي از بارزترين مظاهري كه اين شيوة را در زمان حضور آن حضرت در ايران نشان مي دهد، شيوة حضور ايشان در نماز عيد فطر است. مامون پس از آنكه امام رضا ( عليه السلام ) را مجبور به پذيرش ولايت عهدي خود نمود، درصدد برآمد با ترفندي، مردم حضور امام در دستگاه خلافت و دخالت ايشان در امور جاري را ببينند. از اين رو، از امام رضا ( عليه السلام ) خواست نماز عيد فطر را اقامه كند. اما امام به شروط خود مبني بر دخالت نكردن در امور حكومت اشاره كردند و از پذيرش اين امر خودداري كردند، ولي مأمون پيوسته اصرار كرد تا اينكه امام مجبور شدند آن را بپذيرند.

امام رضا ( عليه السلام ) فرمودند: اگر مرا معذور داري دوست تر دارم و اگر معذورم نداري من آن گونه كه رسول خدا ( صلّي الله عليّه و آله ) و اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) براي نماز عيد بيرون مي رفتند، بيرون مي روم. مأمون گفت: هرگونه كه مي خواهي بيرون برو. ايشان سپس به سرلشكران و پرده داران و ديگر مردمان دستور دادند: فردا صبح جلوي منزل ايشان آماده باشند. صبح آن روز مردم براي ديدار حضرت رضا ( عليه السلام ) بر سر راه ها و بالاي بام ها نشسته بودند و زنان و كودكان نيز همگي بيرون آمده، چشم به راه آن حضرت بودند.

آن حضرت با پاي برهنه در حالي كه زير جامة خود را تا نصف ساق پا بالا زده بودند، به راه افتادند. سپس اندكي راه رفتند و آنگاه سر به سوي آسمان بلند كردند و تكبير گفتند و همراهان و مواليان ايشان نيز تكبير گفتند. حضرت سپس به راه افتادند تا به در خانه رسيدند. سربازان كه آن حضرت را بر آن حال ديدند، همگي خود را از مركب پايين انداختند و كفش هاي خود را بيرون آوردند.

پس حضرت تكبير گفتند و مردم نيز با ايشان تكبير گفتند؛ گويي آسمان و درها و ديوارها نيز با ايشان تكبير مي گفتند. مردم كه حضرت رضا ( عليه السلام ) را در آن حال ديدند و صداي تكبير آن حضرت را شنيدند، چنان صداها را به گريه بلند كردند كه شهر مرو به لرزه درآمد. خبر به مأمون رسيد. فضل بن سهل گفت: اگر علي بن موسي رضا ( عليه السلام ) بدين حال به مصلّا رود مردم شيفتة او خواهند شد و همة ما بر خون خود انديشناك خواهيم گشت. بي درنگ، كسي را به نزد او بفرست كه بازگردد. مأمون نيز كسي را فرستاد و به آن حضرت گفت: ما شما را به زحمت و رنج انداختيم و ما خوش نداريم كه سختي و مشقّتي به شما برسد؛ شما بازگرديد؛ هر كس هميشه با مردم نماز مي خوانده است، اكنون نيز نماز عيد را خواهد خواند. حضرت رضا ( عليه السلام ) كفش خود را طلبيدند و پوشيدند. سپس سوار بر مركب شدند و بازگشتند. آنگاه اجتماع مردم پراكنده شد و نماز مرتبي خوانده نشد (مفيد، 1413ق، ج2، ص256ـ257).

بنابراين، يكي از شيوه هاي تأثيرگذاري امر به معروف و نهي از منكر اين است كه اين سنّت نيكو دسته جمعي به وسيلة مسلمانان برگزار شود؛ زيرا امر به معروف و نهي از منكر براي اين تشريع شده است كه طغيانگري صورت نگيرد، چه طغيان در برابر خدا و چه در برابر خلق خدا. جامعه اي كه به سنت امر به معروف و نهي از منكر عمل كند، جامعه اي ظلم ستيز است و زمينه براي رويش عدل مساعد خواهد بود.

11. استعلايي بودن حالت امر و نهي

رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنان مورخ 19 خرداد 1379 نظام امر به معروف و نهي از منكر را يكي از مهم ترين نقاط افتراق و وجوه تمايز نظام اسلامي با نظام كمونيستي عنوان نموده، ويژگي هايي براي اين نظام برشمردند؛ از آن جمله اين بود كه امر و نهي بايد به حالت استعلايي باشد. شيوة امر و نهي شيوة خواهش و تقاضا و تضرّع نيست.

در ميان ويژگي هاي نظام امر به معروف و نهي از منكر، استعلا از برجستگي بسياري برخوردار است و شايد بتوان گفت: فصل منطقي امر به معروف و نهي از منكر با مفاهيمي همچون موعظه، ارشاد، نصيحت و تبليغ همين است.

مراد از استعلا در اينجا، برتري طلبي به لحاظ مقام و موقعيت شخصي نيست؛ چراكه آن نزد خدا و مبتني بر تقواست. علاوه بر آن، وعظ و نصيحت در جاي خود در اثربخشي اين واجب الهي اثرگذار است.

اما اينكه معناي امر و نهي در امر به معروف و نهي از منكر وعظ و نصيحت باشد، هم مبتني بر شواهدي از آيات قرآن (شعراء: 162ـ167) است و اتفاق فقها كه مي گويند: در كلمة امر، مفهوم علو و يا استعلا مستتر است؛ يعني كسي كه امر مي كند، يا بايد بر مأمور برتري داشته باشد، يا خود را در چنين مقامي قرار دهد و از موضع بالا امر كند. خواهش و استدعا كردن امر نيست؛ اينكه بگويد من خواهش مي كنم اين كار را بكنيد امر نيست. مقتضاي كلمة امر اين است كه بايد به صورت استعلا باشد. حتي بعضي از فقها احتياط كرده، مي گويند: تكليف امر به معروف و نهي از منكر زماني تحقق مي يابد كه آمر عن استعلاء امر كند (مصباح، 1387، ص ۱۶). شيوة برخورد حضرت زهرا (عليها السّلام) در برخورد با ظالمان زمان اين نظر را كاملاً تأييد مي نمايد.

حضرت فاطمه (عليها السّلام) در عمل به مراحل نهي از منكر، هرگاه احساس مي كردند گفت وگو و موعظه و ارشاد تأثيري ندارد، به افشاگري مي پرداختند. ايشان در مقابل اعمال زشت حاكمان زمان، كه حقوق ايشان را غصب كرده و مرتكب اعمال ناپسند شده بودند، وقتي از گفت وگوي رو در رو نتيجه اي نگرفتند، در جمع مسلمانان به افشاگري و تظلّم پرداختند (صادقي، 1369، ج22، ص60؛ مجلسي، 1420ق، ج28، ص299).

امام خامنه اي در اين باره مي فرمايد:

چنانچه امر به معروف باشد و شما وظيفة خودتان بدانيد كه اگر منكري را در هر شخصي ديديد او را از اين منكر نهي كنيد، آنگاه اين نظام اسلامي هميشه تر و تازه و باطراوت و شاداب ميماند. طرف امر به معروف و نهي از منكر فقط طبقة عامّة مردم نيستند؛ حتي اگر در سطوح بالا هم هستند، شما بايد به او امر كنيد، نه اينكه از او خواهش كنيد. بايد بگوييد: آقا! نكن، اين كار يا اين حرف درست نيست! امر و نهي بايد با حالت استعلا باشد. البته اين استعلا معنايش اين نيست كه آمران حتماً بايد بالاتر از مأموران و ناهيان بالاتر از منهيان باشند. نه، روح و مدل امر به معروف، مدل امر و نهي است، مدل خواهش و تقاضا و تضرّع نيست. نميشود گفت كه خواهش ميكنم شما اين اشتباه را نكنيد. نه، بايد گفت: آقا! اين اشتباه را نكن! چرا اشتباه ميكني؟ طرف، هر كسي هست ـ بنده كه طلبة حقيري هستم ـ از بنده مهم تر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهي از منكر قرار ميگيرد (خامنه اي، 19 تير 1379، به نقل از: نرم افزار تخصصي امر به معروف و نهي از منكر).

محمّد بن عامر مي گويد: از حضرت رضا ( عليه السلام ) شنيدم ميفرمودند: اي محمد، شنيدهام با واقفيه همنشيني داري و در مجلس آنها شركت مي كني؟ عرض كردم: آري، قربانت گردم! با آنها نشست و برخاست دارم، ولي مخالف ايشان هستم. آن حضرت فرمودند: همنشين آنها نباش. خداوند فرموده است: وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّي يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ (نساء: 140)؛ و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده است كه هرگاه مي شنويد افرادي آيات خدا را انكار و استهزا ميكنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگري بپردازند، وگرنه شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، همة منافقان و كافران را در دوزخ جمع ميكند. مقصود از آيات امامان و اوصيايي هستند كه واقفيه به آنها عقيده ندارند (عطاردي، اخبار و آثار حضرت رضا ( عليه السلام )، 1397 ق، ص 806).

12. امر به معروف و نهي از منكر تا آخرين حد توان

خداوند در قرآن سرپيچي نهي از منكر را سرزنش مي كند و مي فرمايد: كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ (مائده: 79)؛ از اعمال زشت همديگر را نهي نمي كردند و چه كار زشتي انجام مي دادند!

در تفسير نمونه، دربارة اين موضوع آمده است: آنها به هيچ وجه، مسئوليت اجتماعي براي خود قايل نبودند و يكديگر را از كار خلاف نهي نميكردند و حتي جمعي از نيكان آنها با سكوت و سازش كاري، افراد گناهكار را عملاً تشويق مي كردند (مكارم شيرازي، 1365، ج 5، ص 44).

بدين روي، براي آنكه جامعة ما سالم بماند هر يك از ما بايد در حدّ توان خود، ديگران را امر به معروف و نهي از منكر كند. در جامعة اسلامي، در دوران انتظار، همة آحاد جامعه نسبت به اين فريضة حياتي مسئوليت دارند و همه بايد براي اجراي اين دو فريضة مهم، حسّاس باشيم و در حدّ توان، به ارائة معروف ها و محدود كردن منكرات در جامعه بپردازيم.

بي تفاوتي نسبت به منكرات و احساس مسئوليت نكردن در اين زمينه، موجب رواج كارهاي ناپسند در جامعه خواهد شد و با حضور عموم مردم در صحنه، اين واجبات در سطح جامعه زنده و پويا خواهد ماند.

در خصوص تحت فشار قرار گرفتن امام رضا ( عليه السلام ) براي پذيرش ولايت عهدي، چنين آمده است: چون امام رضا ( عليه السلام ) ولي عهد شدند، شنيدم دست به آسمان برداشتند و گفتند: بارخدايا! تو مي داني كه من در فشارم و چاره اي ندارم. از من مؤاخذه مكن؛ چنان كه از بنده ات و پيغمبرت يوسف براي ولايت مصر مؤاخذه نكردي كه گرفتار آن شد (صدوق، 1376، ص 659).

يكي از دلايل قبول ولايت عهدي از سوي امام رضا ( عليه السلام ) اين بود كه بدين شيوه زمينة حضور اهل بيت ( عليهم السلام ) در صحنة سياست، كه سال ها از آن محروم بودند، فراهم مي شد تا مردم گمان نكنند آنها فقط عالم و فقيهند و نمي توانند حكومت و زمام داري كنند. امام ( عليه السلام ) در پاسخ به سؤال ابن عرفه كه چه چيزي شما را مجبور به پذيرش ولايت عهدي مأمون كرد، پاسخ دادند: همان چيزي كه جدّم اميرالمؤمنين را واداشت در شوراي شش نفري شركت كند (صدوق، عيون اخبار الرضا ( عليه السلام )، 1372، ص 315).

اگر امام ولايت عهدي مأمون را نمي پذيرفتند، امت اسلامي گمان مي بردند كه ائمة اطهار ( عليهم السلام ) نمي خواهند حاكميت در اختيارشان باشد. به ديگر سخن، مردم در آن صورت مي پنداشتند كه حكومت امري جداي از دين است و آميختگي دين و سياست مقبول اسلام نيست. امام ( عليه السلام ) در واقع، بر آن بودند تا عملاً اين انديشه را در هم بشكنند (مدرسي، ۱۳۷۸، ص 263 و 264).

در مجموع، نتايج پذيرش ولايت عهدي امام رضا ( عليه السلام ) را مي توان چنين برشمرد: كاهش فشار بر علويان و دوست داران امام، معرفي حقايق و ارزش هاي ديني در جريان پذيرفتن ولايت عهدي، برملا ساختن چهرة منافقانه و ظالمانة مأمون، تلاش هاي وسيع حضرت در جريان مناظره با اديان مختلف در بيان توحيد، محبوب شدن امام ( عليه السلام ) در بين رؤساي مذاهب و مردم پس از مناظره، وارد شدن امام رضا ( عليه السلام ) به صحنة سياست پس از سال ها دوري امامان و اهل بيت ( عليهم السلام ) از حكومت، اعلام نامشروع بودن دستگاه خلافت مأمون از سوي امام ( عليه السلام ) با اينكه حضرت در منصب ولايت عهدي قرار داشتند، و تحقق نيافتن اهداف مأمون در پي ولايت عهدي امام رضا ( عليه السلام ) كه در نهايت منجر به تلاش مأمون براي از بين بردن امام رضا ( عليه السلام ) شد (حرّ عاملي، 1383، ص 121).

بنابراين ـ چنان كه ملاحظه شد ـ از ابتداي نپذيرفتن تا پذيرش و بي اثر كردن نقشه هاي مأمون، امام رضا ( عليه السلام ) در اجراي اين فريضة مهم، يعني امر به معروف و نهي از منكر، گام برداشتند و اگر نتوانستند خلافت را به دلايلي كه گفته شد، بپذيرند تا آنجا كه توانستند شرايطي فراهم ايجاد كردند كه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اجرا گردد. امام رضا ( عليه السلام ) نيز در تمام مواردي كه در شيوه هاي تأثيرگذار اين واجب ذكر شد، در پي اين بودند كه تا آنجا كه مي توانند امر به معروف و نهي از منكر را اجرا كنند. قابل توجه آنكه مسلمان نبايد از روشي استفاده نمايد كه موجب از بين رفتن عزّت و اعتبار او گردد. امام رضا ( عليه السلام ) هم در اين زمينه مي فرمايند: سزاوار نيست براي مؤمن كه خودش را خوار گرداند. پرسيدند: چگونه خود را خوار مي كند؟ فرمودند: دست به كاري بزند كه از توان او بيرون است (كليني، 1381ق، ج 5، باب انكار المنكر بالقلب، ص 69).

نتيجه گيري

خداوند متعال براي محفوظ ماندن حقوق افراد جامعه برنامه اي وسيع تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر ارائه داده است. اين برنامة وسيع به گونه اي است كه مي توان روش هاي اجراي آن را در سيرة معصومان ( عليهم السلام ) به شكل هاي گوناگون ملاحظه كرد. در اين مقاله، روش هايي كه امام هشتم حضرت ثامن الحجج ( عليه السلام ) در طول زندگي خود براي تأثيرگذاري بهتر امر به معروف و نهي از منكر به كار گرفتند و از آن طريق، به حفظ و صيانت دين اسلام و احقاق حقوق افراد در مقابل يكديگر و در مقابل حاكمان پرداختند، اشاره شد. در اين باره حضرت رضا ( عليه السلام ) مي فرمايند: هر كس كار را از راهش بخواهد نمي لغزد، و اگر هم بلغزد چاره اي برايش خواهد بود (مجلسي، 1420ق، ج 71، ص 340).

اين روش ها از سخنان آن حضرت و نيز شيوة زندگي ايشان به دست مي آيد:

عمل به دستورهاي الهي، اميدوار كردن مخاطب، داشتن حسن ظن به مخاطب، معرفي الگوهاي خوب و بد، بيان خوبي ها با ايجاد محبت، جايگزين كردن، رسوا كردن چهره هاي مختلف، بيان علت و فلسفة يك حكم، نمايش دسته جمعي، استعلايي بودن امر و نهي، و حفظ عزت نفس تا آخرين حد توان. هر يك از اين روش ها در جاي خود، بررسي شد. با مشاهدة اين روش هاي تأثيرگذار، متوجه نوعي انطباق بين زندگي امام رضا ( عليه السلام ) و انجام اين واجب مي شويم و قابل جمع بودن اين دو فعل را در عمل، مشاهده مي كنيم.


منابع

ابن شهرآشوب، محمد بن علي (1384)، مناقب آل ابي طالب، قم، سليمان زاده.

آرام و اخوان حكيمي (1380)، الحياة، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.

بررسي امر به معروف و نهي از منكر در كشورهاي اسلامي و مقايسه آن با ج.ا.ايران (نرم افزار تخصصي امر به معروف و نهي از منكر، موسسه نور الزهراء).

بروجردي، محمدحسن (1376)، جامع احاديث الشيعة في احكام الشريعة، تهران، بي نا.

جوادي آملي، عبدالله (1377)، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء.

حر عاملي، حسن بن علي (1414ق)، وسائل الشيعة، قم، آل البيت ( عليهم السلام )، ط.الثانية، قم، مهر.

حر، سيدحسين (1383)، امام رضا ( عليه السلام ) و ايران، قم، دفتر نشر معارف.

خميني، روح الله (1372)، كلمات قصار امام خميني ( ره )، تهران، مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني ( ره ).

ـــــ (1409ق)، تحريرالوسيله، قم، دارالكتب العلميه، اسماعيليان.

راوندي، قطب الدين (1409ق)، الخرايج و الجرايح، قم، مؤسسه امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف).

صادقي، محمد (1369)، الفرقان في تفسير القرآن، قم، نشر فرهنگ اسلامي.

صدوق (1372)، عيون أخبار الرضا ( عليه السلام )، ترجمة حميد رضا مستفيد و علي اكبر غفاري، تهران، صدوق.

ـــــ (1378ق)، عيون أخبار الرضا ( عليه السلام )، تهران، جهان.

ـــــ (1385)، علل الشرائع، قم، داوري، قم.

طوسي (1404ق)، اختيار معرفة الرجال، قم، مؤسسة آل البيت ( عليهم السلام )، قم.

عطاردي، عزيز الله (1406ق)، مسند الإمام الرضا ( عليه السلام )، مشهد، آستان قدس(كنگره).

ـــــ (1397)، اخبار و آثار حضرت امام رضا ( عليه السلام )، تهران، كتابخانه صدر.

قدردان فراملكي، محسن (1385)، حكومت ديني ازمنظر استاد مطهري، قم، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشة معاصر.

كليني، محمد بن يعقوب (1381ق)، اصول كافي، ط.الاولي، تهران، المكتبة الاسلاميه.

مجلسي، علي ا (2007)، اعلاميه جهاني حقوق بشر، سازمان ملل متحد، بازبيني شده در ۲۸ ژوئن، ترجمه.

مجلسي، محمدباقر (1420ق)، بحارالانوار، ط.الثانية، بيروت، مؤسسه الوفا.

مدرسي، سيدمحمدتقي (1378)، امامان شيعه و جنبش هاي مكتبي، مشهد، آژير.

المسعودي، محمدفاضل، الاسرار الفاطمية [منبع الكترونيكي]، موسسه تحقيقات و نشر معارف.

مفيد (1413ق)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، قم، كنگره شيخ مفيد.

مكارم، ناصر (1365)، تفسير نمونه، چ هفتم، تهران، دارالكتب الاسلاميه.

نجفي، محمدحسن (1366)، جواهرالكلام، چ دوم، تهران، كتاب فروشي اسلاميه.